گفتگوی خواندنی با فرزاد فرزین خواننده محبوب

۱۸ مهر ۱۳۹۶
آخرین اخبار , اطلاعات عمومی , سرگرمی
2473 بار
بدون نظر

گفتگوی خواندنی با فرزاد فرزین خواننده محبوب

 

فرزاد فرزین خواننده سرشناس و پرطرفدار ایرانی این روزها مشغول حرفه بازیگری هست تا بتواند موفقیت در موسیقی را در سینما نیز به دست آورد. فرزاد فرزین یک حرفه اي تمام عیار هست. او بیش از ۱۰ سال هست که در سطح اول موسیقی پاپ حضور دارد و همواره برای ادامه کارش برنامه داشته و هر زمان که شرایط طوری شد

که انگار دارد تدریجی از سطح اول فاصله میگیرد, فعالیتی کرده که مجدد وی را برگردانده به همانجا که بود. این بار آن فعالیت یا به قولی بمب فرزاد, بازی اش در سریال عاشقانه بود. او گرچه پیش از این و از سال ها قبل در سه فیلم دیگر هم نقش بازی کرده بود اما این بار هم چند پله در بازیگری پرش داشت و هم جسارت به خرج داده و نقشی را بازی کرد که در صورت خطا می توانست تاثیر کاملا برعکسی داشته باشد.

 

فرزین در این سریال چیزی از بازیگران حرفه اي همبازی اش کم نداشت و اتفاقا در دو نقش هم بازی کرد; هم در نقش تورج چلبیانی و هم در نقش فرزاد فرزین. دو نقشی که هیچ کدام خودش نبودند و حتی در نقش فرزاد فرزین هم باید بازی میکرد تا مردم یک فرزاد فرزین عصا قورت داده جدی را ببینند که با تورج تبهکار شیرین فاصله دارد.

 

فرزاد فرزین وجه بازیگری اش را در کنسرت هایش هم نشان می‌دهد و از همان ابتدا پرفورمنس بخش اصلی و مهم کنسرت هایش بود. با سورپرایزهایی که روز به روز زیبا تر شدند تا جاییکه در سال ۱۳۹۵ پرتاب شد به سال ۱۴۱۰٫ وقتی در این راستا می پرسیم تعارف نمی‌کند و میگوید در این راستا رقیبی ندارد که واقعا هم ندارد.

با او در همه ي این موارد حرف زدیم و موارد دیگر از جمله نظرش درمورد بازیگر – خواننده ها و خواننده – بازیگرهای دیگر و همین طور ستاره هاي اخیر موسیقی پاپ. با او درمورد خانواده و علاقه شدید تین ایجرها به او هم حرف زدیم. خلاصه اینکه این صحبت خواندنی از آب در آمده هست.

 

گفتگوی ما درمورد خواننده – بازیگرهاست که شما هم یکی از آن ها هستی, طوری هم بازیگری برایت جدی هست که آدم فکر می‌کند از اول انگار قرار بود بازیگر شوی. وقتی نوجوان بودی قهرمان زندگی ات چه کسی بود؟ آیا آن موقع بیشتر به بازیگران علاقه داشتی یا خواننده ها؟

 

* قهرمان که نداشتم اما الگوهایی که داشتم بین شان هم بازیگر بود و هم خواننده.

 

بیشتر کدام شان بود؟ به نظر میرسد بازیگری برایت همۀ وقت} خیلی جدی بود.

 

* بله. زیاد فیلم نگاه می‌کردم. بازیگری را خیلی دوست داشتم و آن موقع و در نوجوانی بازیگرانی که فیلمهای اکشن بازی میکردند را خیلی دوست داشتم, مانند سیلوستر استالونه و دیگران. بعد از یک مدتی و وقتی سنم کمی بالا رفت, کارهای ال پاچینو را خیلی دوست داشتم و نگاه میکردم و بازی او خیلی مرا تحت تاثیر قرار می داد. موسیقی هم که طبیعتا بود و دیدنی هست که به صورت موازی جفت شان را دوست داشتم.

 

آیا می‌شود گفت در آن سال ها که وارد دنیای هنر شده بودی, اگر کار بازیگری به شما توصیه می شد و به صورت جدی وارد دنیای بازیگری می شدي, ممکن بود بازیگر شوی و به سراغ خوانندگی نیایی؟

 

* نه. من در هر صورت جفت این کارها را انجام می دادم چون هم زمان با اینکه برای جشنواره رشد فیلم ساختم, همان موقع توی منزل آهنگسازی هم می‌کردم. همه ي وقت جفت شان را دوست داشتم. گرچه در بخش بازیگری برای من فرصت زیاد پیش نیامد که رشد کنم اما موسیقی به کار و تلاش خودم بستگی داشت و بیشتر پیگیری کردم.

 

بازیگر مورد علاقه خارجی ات در آن زمان را گفتی, بازیگران ایرانی مورد علاقه ات چه کسانی بودند؟

 

* خیلی ها بودند و احتمالاً همین اکنون یادم نیاید که یکی یکی بگویم. در کار جدی خسرو شکیبایی را خیلی دوست داشتم و بعداً پرویز پرستویی و در بازیگران خنده دار هم کلا اکیپ مهران مدیری را دوست داشتم.

 

از خوانندگان و موزیسین ها چه کسانی الگویت بودند؟

 

* یک سری از خوانندگان قدیم بودند که خیلی نمیشود در موردشان صحبت کرد و از خوانندگان اخیر هم خیلی الگوبرداری نمی‌کردم.

 

ما مستر پرفورمنس در کنسرت هستیم

نخستین کنسرت تهرانت چه سالی بود و سوپرایزش چه بود؟

 

* قبل از نخستین اجرایم در سینمای کشور ایران هم روی صحنه رفته بودم ولی نخستین اجرای تکی ام در سال ۱۳۸۸ بود. در آن کنسرت یک میکروفون از بالای استیج می آمد و بعد تور نوریش باز می شد و آرام آرام می آمد پایین و بعد خواننده می آمد میکروفون را می‌گرفت و با آن بازی میکرد و بعد پرت میکرد چون از بالا هم آمده بود

 

بر می گشت و بعد اجرا شروع می شد. نخستین پرفورمنس ما خیلی ساده بود. گرچه اندینگ هم داشتیم و در اندینگ هم کار هموطن را اجرا کردیم که چند تن از بچه هاي نوجوان می آمدند و پرچم ایران در دست شان بود و با ما می خواندند.

 

و بعد مدام سخت ترش کردی. با این اوضاع توقع مخاطبانت بالا نرفت؟

 

* قطعا کارهایی که سال هاي بعد کردیم هی بزرگ تر و بزرگ تر شد.

 

تا جاییکه کنسرت ۱۴۱۰ را برگزار کردی, با مو هاي گریم شده برای آن سال یعنی آینده…

 

* کنسرت ۱۴۱۰ که ما سال قبل اجرا کردیم قطعا پرفورمنس اش فراتر از کنسرت هاي ایرانی و در حد کنسرت هاي بین المللی بود, هم دکورش و هم پرفورمنس اجرایش و هم بازیگرانی که در آن کار میکردند. تیمی که داشتند کار را مدیریت و اجرا میکردند, از کارگردان تا گریمورها و بازیگران و بدلکاران و دکوراتورها و مسئولان لباس

 

و کلا افرادی که پشت صحنه کار می‌کردند, نشان می‌دهد که این کنسرت در سطح کشور نبود و شما مطمئن باشید که هیچ ایرانی در بیرون از کشور هم چنین کنسرتی برگزار نکرده هست. اگر کسی همانند اش را بیاورد من حرفم را پس می‌گیرم.

سفید کردن موها که خیلی دیدنی بود. بعد از کنسرت مجبور شدي که موها را بزنی یا مجدد با رنگ دیگر رنگش کردی؟

 

* مسئله این جا بود که این موها اصلا موی ما نبود. ما برای اینکار از یک ماه قبلش تست گریم داشتیم. برای همه ي ما مو ساخته شد. همه ي این ها فراگ یا به قولی پوستیش بود و روی سر ما قالب گیری شده بود. برای همۀ ما قالب سر و صورت را گرفتند و برای ما طراحی شده بود.

 

المان هاي یک آرتیست

یکی از کارهایی که انجام دادی و در موفقیت ات هم تاثیرگذار بود این بود که وقتی وارد کار خوانندگی شدي بازیگری را هم به نوعی وارد کارت کردی. جدای از استایلت در خوانندگی و آهنگسازی, یکی از خصوصیت هاي زیاد ات پرفورمنس هاي اجراهایت بود و جزو نخستین کسانی بودی که پرفورمنس را هم وارد اجرا کرده بودی. این از علاقه ات به بازیگری نشأت میگرفت یا داشتی برای خودت استایل درست می‌کردی؟

 

* من فکر می‌کنم همۀ این ها که صحبتش را کردی باید در وجودت باشد و این ها حدس هاي یک آرتیست هست. آرتیست می‌تواند در جنبه هاي گوناگونی استعداد داشته باشد و این چیزی نیست که برایش برنامه ریزی کرده باشم. از اول و از زمان بچگی ام فکرش را داشتم و طبیعتا الگوهایم هم در کارم تاثیرگذار بودند.

 

و از نخستین کنسرت هایت هم اینکار را شروع کردی که یک سری کار ویژه و سورپرایز هم داشته باشی.

 

* دقیقا از نخستین کنسرت جدی ام در استان تهران با پرفورمنس شروع کردم و بعد, با دقت به تجربه کاری مان و با دقت به اینکه این کارها را در شرایط سختی انجام دادیم, تدریجی بزرگ تر, تکمیل تر و حرفه اي تر شد.

 

آرتیست باید همۀ جا بدرخشد

آیا این کارها به دلیل علاقه و عطشی که به بازیگری داری نیست؟

 

* در بازیگری که دارم کارم را انجام میدهم. گفتم این‌ها المان هاي یک آرتیست هست. آرتیست با یک خواننده معمولی فرق میکند. آرتیست با یک بازیگر معمولی فرق میکند. آرتیست باید در هر بخشی که توانایی دارد بدرخشد و بتواند استعدادش را نشان بدهد و برای اینکار باید تمرین و تفکر داشته باشد, با بقیه متفاوت باشد و برای رسیدن به این ها تلاش و سختی ها را بردباری کند.

 

کنسرتی که ما می‌گذاریم, غیر از مسائلی که قبلش رخداد میوفتد و تمرین هایي که داریم برای پرودیوس کردنش از یک ماه قبل زمان می‌گذاریم و تفکر و خرج می‌کنیم. زمان اجرای لایو هم تمام این گروه با استرس صد زیاد یک خواننده که همینجوری ساده میرود روی صحنه می‌ایستد و می‌خواند, کار می‌کنند.

 

لایو هست و هر لحظه ممکن هست اتفاقی بیفتد و زمان کمی برای حاضر سازی اش هست و ممکن هست وسط اجرا قصه تغییر کند. این ها یک گروه بزرگ میخواهد و تا زمانی که کسی انجامش ندهد نمی‌داند قصه چیست. اگر دقت کنید می‌بینید که چقدر فشار هست روی من و گروهی که با من کار میکنند و طبیعی ۸هم هست که شخصی که لیدر هست, غیر از اجرای زنده اي که دارد, فشار مضاعفی روی دوشش احساس میکند.

 

این کارها که می‌کنید باعث رقابت ها و حسادت ها نمی‌شود؟

 

* کسی نتوانسته با ما رقابت کند. مگر توانسته؟ وارد شدن به این جریان احتیاج به حاضر شدن دارد. اینکار تجربه تقریباً ۱۰ ساله ما را پشت سرش دارد. ما اینکار را در ایران به تنهایی داریم انجام می‌دهیم و طبیعتا در آن مستر محسوب میشویم و با فاصله نسبت به بقیه هستیم. اگر کسی بخواهد با ما رقابت کند باید مدت ها زمان بگذارد تا به آن تجربه ما برسد و اینکار راحتی نیست.

 

و همین تمرین و تجربه باعث شد که در آن فستیوال در روسیه برنده شوید و آنجا در لوحی که به شما دادند «اجرای تحسین برانگیز به همراه یک لایو پرفورمنس نیرومند» نوشته شده بود…

 

* ما اجرای برترین قطعه فستیوال را بردیم و اجرای تحسین برانگیز و لایو پرفورمنس نیرومند را بعنوان تعریف و تمجید از ما گفتند. برترین اجرای گروهی را تیم ایتالیایی برد نه ما. ما برترین اجرای زنده برای برترین قطعه فستیوال را بردیم. این یکی از شش جایزه اصلی بود و ما به دلیل اینکه تجربه مان در فستیوال هاي

 

بین المللی تقریباً صفر بود نتوانستیم صد خود ما را اجرا کنیم و قطعا ناراضی بودیم از اینکه نتوانستیم جایزه گروهی را ببریم ولی همین که توانستیم در یک فستیوال بین المللی موسیقی پاپ, یکی از شش جایزه اصلی را ببریم, برای ما حائز اهمیت بود.

 

هر چند که در درون کشور به آن بها داده نشد. گرچه این جا کلا به موسیقی بها داده نمی‌شود چه برسد به موسیقی پاپ. ما کاری که میخواستیم را انجام دادیم. من به همراه گروهم. گرچه گروه موسیقی ما طبیعتا رشد پیدا کرده, سیستم پرفورمنس شان, تفکرات شان, نوازنده هاي ما همۀ آرتیست میباشند

 

و باید روی استیج کار انجام بدهند و باید اکت داشته باشند. برای هر آهنگ هر سولیستی برنامه ریزی دارد که چه حرکاتی انجام بدهد و ما روی همۀ این‌ها تمرین میکنیم. در نتیجه کل گروه ما میباشند که با همدیگر رشد میکنند.

برای پول کار نمیکنم

بازیگردان داری یا همه ي این کارها را خودت مدیریت میکنی؟

 

* من و کامران ملک مطیعی که دایرکتور کار هست معمولاً کارها را خود ما مدیریت میکنیم و گرچه در برنامه هاي گوناگون تیم هاي دیگری هم اضافه میشوند. یک وقت هایي هم هست که بخش مهم کار را به تنهایی به دوش می‌کشم مانند کنسرت ماسک که از یک ماه قبل تولید قالب صورت من شروع شد چون ما باید یک شخصیت حقیقی را روی استیج می آوردیم نه کسی که یک ماسک معمولی دارد.

 

باید یک گریمور حرفه اي می آوردیم و چیزی را به عکس می کشیدیم که بیننده متوجه نشود روی صورت یک نفر ماسک هست یا برای کنسرت بدل یک شخص را آوردیم که داشت جای من اجرا میکرد و من خودم از وسط مردم پا شدم و رفتم روی سن. برای اینکار هادی اصغری را آوردیم که بازیگردان بود و باید بازیگردانی می‌کرد. کار لایو هست و هر لحظه ممکن بود لو برویم.

 

این کارها واقعا در درون کشور منحصر به فرد هست و بعضی هایش هم احتمالاً در بیرون از کشور انجام نشده. برای همین هم ما خود ما را مستر اینکار می‌دانیم و هستیم. برایش زحمت کشیدیم و بیشتر هم زحمت می‌کشیم و هر دفعه هم این خرج و زحمت روی دوش ما هست اما چون دوست داریم فرم خاص خود ما باشیم, با همه ي سختی ها و خرج اي که دارد, لذتش را هم میبریم.

 

اینکه این همۀ وقت و خرج را صرف میکنی و درآمدت پایین می‌آید غمگین نمی‌شوی؟

 

* ما هنرمندیم و در کارمان بخش مالی در اولویت هاي بعدی قرار دارد. ما داریم برای مردم کار می‌کنیم و دوست داریم کاری که دوست داریم و فکر می‌کنیم درست هست را انجام بدهیم تا جلوی آن ها سربلند باشیم. پول به هر حال می‌آید و ما هم در حد بضاعت خود ما و به اندازه نیازمان داریم و وضع مان بد نیست.

 

در عاشقانه نه فرزاد من بود نه تورج!

شما در نخستین فیلمی که بازی کردی, یعنی پسران آجری نقش خواننده را بازی می کردي و در آخرین کار یعنی عاشقانه هم این نقش را داشتی. گرچه این جا دو نقش داری که یکی از انها خود فرزاد فرزین هست. آیا همه ي وقت قرار هست که نقش خواننده را بازی کنی؟

 

* نه. اینجوری نیست. من در فیلم سگ هاي پوشالی نقش خواننده را نداشتم. درضمن من علاقه اي نداشتم که نقش خواننده یا حتی فرزاد فرزین را بازی کنم اما نقشی که در عاشقانه به من توصیه شد نقش پر کاری بود. یادتان باشد که وقتی شما در یک فیلم در دو نقش بازی میکنید, اینکار حتی برای یک بازیگر حرفه اي هم سخت هست.

 

یکی از سخت ترین نقش هاي عاشقانه را من بازی کردم و باید این تضاد هم در می آمد. بنابراین برای اینکه دو شخصیتی که من بازی میکردم از هم فاصله بگیرند مجبور شدیم در شخصیت فرزاد فرزین کمی اگزه جره کنیم. برای همین در این سریال شخصیت اصلی فرزاد فرزین را نمی‌بینیم و یک ذره عصا قورت داده تر و خشک تر شده تا فاصله اي بیفتد بین تورج چلبیانی و فرزاد فرزین.

 

من خودم در زندگی شخصی اینقدر سختگیر و خشک نیستم اما با نظر کارگردان روی این نقش کار کردیم و به این صورت در آمده که میبینید. همۀ معتقد بودند که هر خواننده اي نمیتواند این نقش را بازی کند و احتمالا حتی جرأت نمی‌کرد که در این قالب قرار بگیرد چون فکر می‌کرد ممکن هست وجهه اش مخدوش شود.

 

وقتی شما بعنوان یک بازیگر وارد یک مجموعه می‌شوی باید فقط به بازی و کاراکترت فکر کنی نه به شخصیت و جایگاه یک شغل دیگرت وگرنه نباید بپذیری که بازی کنی. من وقتی این نقش را قبول کردم باید بعنوان یک بازیگر در قالب نقش حضور پیدا میکردم و خدا را شکر که هم مردم خوش شان آمد و هم همکاران مفید من در سینما.

 

به هر انچه می‌بینیم خود فرزاد فرزین نیست. بازخورد این بازی در میان علاقه مندان خیلی پیگیرت چگونه بود؟

 

* به هر حال در نهایت فرمایش این یک سریال داستانی هست و انها هم این را می‌دانستند و به نظر من انعکاس خیلی خوبی هم برای من داشت.

 

از همۀ بیشتر بازیگری کرده ام

آیا این به دلیل بازی ات بوده یا اینکه این سریال مجموعا مفید دیده شده؟

 

* اگر من و دیگر بازیگران بازی مان مفید نبود که سریال مفید در نمی آمد. اگر بازی من مفید نبود می‌گفتند سریال مفید بود اما تو خرابش کردی «خنده». به یاد ندارم که چه قبل از انقلاب و به ویژه بعد از انقلاب خواننده اي نقشی را بازی کند و هجمه زیاد نقد منفی روی او نباشد.

 

این نخستین باری هست در تاریخ سینمای بعد از انقلاب «بازی هاي قبلی من را هم شامل می‌شود» که یک خواننده یک نقش را بازی می‌کند و هم مردم خوش شان می‌آید و هم افرادی که حرفه اي اینکار میباشند. این برای من بسیار حائز اهمیت هست. من خودم از همۀ خواننده هاي داخلی بیشتر فیلم بازی کردم و این موضوع که می‌گویم شامل خود من هم میشود.

 

چهار فیلم بازی کردی؟

 

* بله. گرچه رضا یزدانی هم زیاد نقش بازی کرده و من به جز رضا از همه ي بیشتر هم بازی کردم. شادمهر دو فیلم بازی کرد. حمید عسگری دوتا فیلم بازی کرد. بنیامین هم یک فیلم زحمت کشیده, مازیار هم نقش بازی کرده و خلاصه اینکه تک و توک این رخداد افتاده و مهم این هست که به شما جدی نگاه کنند. گرچه من باید خیلی تشکر کنم از منوچهر هادی که خیلی در اینکار تاثیرگذار بود و خیلی با هم صحبت کردیم تا با راهنمایی هاي ایشان این دو کاراکتر را ساختیم.

 

دو کاراکتری که هیچ کدام شان من نیستم. جفت شان هم باید اول فرزاد فرزین معرفی می‌شدند. یعنی باید این تعلیق برای مردم ایجاد می شد و در چند قسمت اول مردم خیلی به من فشار آوردند که آقا این چه نقشی هست که بازی کردی و چرا خودت را اینجوری سیاه نشان دادی. به هر حال برای کسانی

 

که به من لطف دارند سخت بود و ما هم دنبال این بودیم و این نشان می داد که اینکار روی آن ها تاثیر گذاشته هست. به نظر من این رخداد, رخداد خیلی خوبی بود.

 

در این سریال موضوع شباهت تورج چلبیانی به شما مطرح بود. آیا به صورت حقیقی هم کسی را دیدی که اینقدر بهت شبیه باشد؟

 

* بله. و یکی,دو همانند خیلی عجیب هم به من شبیه میباشند. عکس هایشان را برای من فرستادند.

 

برچسب ها